دانلود متن کامل پایان نامه : شناخت . رفتار درماني

پايان نامه کارشناسي رشته روانشناسي عمومي

شناخت . رفتار درماني

Cognitive behaviour therapy

 

استاد راهنما :

پژوهشگر:

پاييز 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

فهرست مطالب

عنوان                                           صفحه

چکيده ………………………………. 1

فصل اول : کليات ……………………… 4

مقدمه……………………………….. 5

بيان مسئله ………………………….. 8

فصل دوم : مباحث نظري………………….. 11

تاريخچه …………………………….. 12

شکل گيري و رشد رفتاري درماني ………….. 20

کاربرد اوليه اصول رفتاري در زمينه باليني .. 32

کاربرد فنون کنشگر : تحليل کاربردي رفتاري… 40

تکنيکهاي رفتار درماني ………………… 48

خاستگاه رويکرد رفتاري ………………… 55

فنون سنتي رفتار درماني ……………….. 60

ارزيابي رفتار درماني …………………. 80

پيدايي شناخت درماني ………………….. 95

رويکردهاي شناختي نسبت به شخصيت ……….. 103

مفروضات کلي شناخت درماني …………….. 106

تلفيق رويکردهاي شناختي رفتاري ………… 120

ويژگي ها و مفروضه هاي رويکرد شناختي – رفتاري    125

درمان شناختي – رفتاري ……………….. 134

تکنيکهاي رفتار درمان شناختي ………….. 143

پژوهش در زمينه مداخله رفتاري – شناختي …. 144

پژوهش در زمينه مداخله رفتاري – شناختي و دارويي 147

بنياد علمي درمان رفتاري – شناختي ……… 149

اصول کلي در شيوه هاي درماني شناختي – رفتاري 151

ارزشيابي شناختي – رفتاري …………….. 152

سنجش در ارزيابي و درمان شناختي – رفتاري .. 154

فصل سوم : بحث و نتيجه گيري …………… 155

پيش بيني روندها …………………….. 156

برايند بحث …………………………. 157

اصطلاحات مهم ………………………… 158

فهرست منابع

منابع فارسي ………………………… 165

منابع انگليسي ………………………. 167

پيوست ……………………………… 169

مقاله انگليسي (1)

ترجمه

مقاله انگليسي (2)

 

چکيده

در شيوه هاي رفتار درماني مستقيماً بر رفتار تأکيد مي شد و به تفکر و استدلال فرد کمتر توجه مي شد.

در آغاز درمانگران به اهميت شناخت اعتقاد نداشتند و نگرش محرک – پاسخ سفت و سختي را ترجيح مي دادند. آنها هر ملاحظه اي در مورد اعتقادات و نگرشها را به عنوان بازگشتي به گونه اي از درونگري غير علمي مي دانستند. اما در پاسخ به شواهدي که نشان مي داد عوامل شناختي (يعني افکار شخص، انتظارات و تفسير وي از رويدادها) اهميت تعيين کننده در رفتار شخص دارد، بسياري از رفتار درمانگران تأکيد بر شناخت را هم وارد درمان کردند (بندورا 1986).

رفتار درمان شناختي اصلاح کلي است براي روشهاي درماني که در آنها از فنون تغيير رفتار استفاده مي شود و علاوه بر آن راهکارهاي طراحي شده براي تغيير عقايد ناسازگار نيز به آن فنون الحاق شده است. درمانگر به فرد کمک مي کند که واکنشهاي هيجاني ناراحتي کننده نظير اضطراب و افسردگي را با يادگرفتن شيوه هاي موثر تري براي تفسير و تفکر درباره تجاربش کنترل کند. مثلاً در نظريه شناختي بک در مورد افسردگي، افراد افسرده تمايل دارند رويدادها را از ديدگاهي منفي و خود منتقدانه ارزيابي کنند. آنها شکست را به جاي موفقيت انتظار مي کشند و در ارزيابي عملکردشان تمايل به بزرگ کردن شکستها و کوچک کردن موفقيتهادارند. رفتار درمانگران شناختي در درمان افسردگي، به مراجعان کمک مي کنند که تحريف را در تفکرشان تشخيص دهند و آنها را به واقعيت نزديک کنند.

برنامه رفتاري – شناختي براي کمک به کسي که مي خواهد به بازار هراسي خود غلبه کند، مي تواند شامل آموزش مثبت انديشي همراه با مواجهه زنده باشد. درمانگر به مراجع ياد مي دهد که گفت و گوهاي خودشکنانه دروني را با دستورات مثبت به خود جايگزين کند. رفتار درمانگران شناختي اتفاق نظر دارند که تغيير عقايد فرد براي ايجاد تغييري با ثبات در رفتار مهم است. اغلب اعتقاد دارند که شيوه هاي رفتاري قدرتمند از شيوه هاي کلامي در تأثير گذاري بر فرايندهاي شناختي اند. براي مثال، براي غلبه بر اضطراب صحبت کردن در کلاس، تفکر مثبت مفيد است : «من درس را خوب مي دانم و مطمئن هستم که مي توانم ايده هايم را به طور موثر بيان کنم »؛ «موضوع جذاب است و بقيه بچه ها از آنچه من مي گويم لذت مي برند». اما ارائه موفق سخنراني به يک همکلاسي و دوباره براي گروهي از دوستان نيز احتمالاً از شدت اضطراب کم خواهد کرد. عملکرد موفق احساس مهارت و تسلط ما را افزايش مي دهد . در واقع گفته شده است که همه فرايندهاي درماني موثر به فرد احساس تسلط يا خودکارايي مي دهند.

با مشاهده افراد موفق و مسلط، متقاعد شدن به اين که مي توانيم مشکل را حل کنيم و قضاوت از روي نشانه هاي دروني که، آرام و مسلط هستيم، در ايجاد احساس خود کارايي دخيل است. اما بيشترين احساس کارايي و عملکرد واقعي و احساس تسلط شخص ناشي مي شود. خلاصه اينکه هيچ چيز مثل موفقيت فرد را موفق نمي کند (بندور، 1995).

فصل اول

كليات

مقدمه :

اختلالهاي رواني در جوامع انساني بسيار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفي، در هر گروه و جمعي، افراد نامتعادل وجود دارند بنابراين در مورد همه اعم از کارگر، محصل، معلم، پزشک، زارع، استاد دانشگاه و غير خطر ابتلا به ناراحتي هاي رواني وجود دارد، به عبارت ديگر هيچ فردي در برابر امراض رواني مصونيت ندارد. پيچيدگي هاي تمدن و مشکلات همراه با آن، فشارهاي رواني ناشي از زندگي اجتماعي، فقر و مشکلات اقتصادي، نابساماني هاي خانوادگي، الگوهاي ناصحيح تربيتي والدين و نظاير اينها عوامل به وجود آورنده اختلال ها و ناهنجاري رواني هستند (شاملو، 1366، ص17).

براي برخورد با اختلال هاي رواني نظريه هاي متفاوتي وجود دارد، شش ديدگاه نظري که امروزه نفوذ فراوان دارند عبارتند از : (1) ديدگاه زيست شناختي، که بر نقش فرآيندهاي بدني تأکيد مي ورزد (2) ديدگاه روانکاوي که بر نقش اضطراب و تعارض دروني تأکيد دارد (3) ديدگاه يادگيري، که چگونگي تأثير محيط بر رفتار را بررسي مي کند (4) ديدگاه شناختي که تفکر ناقص و مشکلات حل مسئله را علل رفتار غير عادي مي داند (5) ديدگاه انسانگرايي – هستي گرايي که بر فرديت آدمي و آزادي او براي تصميم گيري در مورد خود تأکيد دارد و (6) ديدگاه اجتماعي، که متوجه نقش روابط اجتماعي و تأثير شرايط اقتصادي و اجتماعي بر رفتار غير انطباقي است. در پاسخ به اينکه کداميک از اين ديدگاههاي نظري درست است ؟ بايد گفت نظريه ها، مطالبي ايستا نيستند، همه آنها داراي اهميت بوده و به طور فعال مورد پژوهش قرار گرفته و به کار براه مي شوند، با اين حال هر يک از آنها واکنشي به جلو مسلط زمانه ي خود بوده و يا هستند (سارسون و ساراسون، 1377، ترجمه نجاريان و همکاران، ص132).

نظريه پردازان و درمانگران متأخر بر اهميت فرايندهاي شناختي تأکيد ورزيده و براي آنها نقش عليت در تبيين رفتار قائل شده اند. مفاهيم مهمي که اين رويکردهاي شناختي با آن ها سروکار دارند عبارتند از ادراک هاي فرد از رويدادها، تغيير و اسنادهاي فرد از رفتار خود، الگوهاي فکري، بيانات شخصي و راهبردهاي شناختي، به طور کلي مضمون اصلي نظريه هاي شناختي رفتار درماني و تغيير رفتار اين است که تفکر افراد، چگونگي احساس و رفتار آنها را تعيين مي کند (سيف، 1374، ص71 و 221).

نظريه هاي رفتاري، عوامل محيطي و نظريه هاي شناختي، افکار، ادراکات و تغييرهاي فرد از موقعيت ها را علل عمده رفتارهاي بهنجار و نابهنجار مي دانند. در اين پژوهش تلفيقي از اين دو رويکرد تحت عنوان رفتار درماني شناختي [1]، که در برگيرنده آميزه ي پيچيده اي از فنون شناختي و رفتاري است مورد بررسي قرار مي گيرد.

تفکر و شناخت در احساس، رفتار و به طور کلي در زندگي انسان نقش مهمي دارد. انسان از نظر داشتن عقل، قدرت انديشيدن و قدرت استنباط نتايج از مقدمات از ساير حيوانات متمايز مي گردد (نجاتي ، 1367)

اخيراً در روانشناسي و روانپزشکي «شناخت[2]» جايگاه خاصي را در سيب شناسي و درمان اختلالات هيجاني به خود اختصاص داده است. گفته مي شود روان شناسي دوباره به نقطه آغازين خود بازگشته است (اتکينسون و اتکينسون و هيلگارد[3]،1369)، و روان شناختي[4]شده است.

تأکيد بر عوامر شناختي بارزترين خصوصيت رفتار درماني در دهه مربوط به سالهاي پس از 1970 به شمار مي رود (ويلسون و اوليري، 1980، نقل از قاسم زاده، 1370)

ادراک ما از اشياء و موقعيتهاي دنياي پيرامون يکي از تعيين کننده هاي اصلي اعمال ماست. بنابراين، افکار[5] نقش اساسي را در رفتار انسان بازي مي کنند (ولپر 1990) . لاز اروس (1964) معتقد است که استرس زايي حوادث به تنهايي موجب اختلال رواني نمي شود، بلکه تغيير و ارزيابي استرس توسط فرد است که نقش اساسي را در ايجاد بيماري بازي مي کند (بروين 1989). براون، بي فوکلو و هاريس (1987) نيز به نقش عوامل اجتماعي و شناختي اهميت خاصي مي دهند.

 

بيان مسئله :

در نظريه هاي شناختي عوامل اصلي نگهدارنده رفتار فرايندهاي شناختي فرض مي شوند. بنابراين يکي از فرضهاي روشها و فنون شناخت درماني اين است که افراد بر حسب ادراکي که از امور و رويدادها دارند به آنها واکنش نشان مي دهند. فرض دوم شناخت درماني اين است که شناخت هاي غلط سبب اختلالات هيجاني مي شوند. بنابراين هدف عمده شناخت درماني ايجاد تغيير در فرايندهاي شناختي افراد است. درمانگران شناختي و تغيير دهندگان رفتار شناختي معتقدند که تغييرات مطلوب در رفتار مددجويان (از جمله رفتارهاي هيجاني آنان) از راه تغيير دادن الگوهاي فکري، باورها، نگرشها، و عقايدشان امکانپذير است. (سيف،1374،ص424)

اگر نقش عوامل شناختي در ادراک و اصلاح رفتار انساني ناديده گرفته شود از توانايي رفتار درمانگر در پرداختن به بسياري از مشکلاتي که در کار باليني به آنها بر مي خورد جداً کاسته مي شود. با وجودي که در گذشته رفتار درمانگران سرسختانه از هر گونه ارجاع به مفاهيم واسطه اي اجتناب مي کردند ولي در گزارشهاي جديدتر به وضوح به اهميت عوامل شناختي تأکيد شده است (گلدفريد و ديويسون، 1976، ص15)

فنون رفتاري يار فنون شناختي است. هدف کلي روشهاي رفتاري کمک به بيمار براي درک نادرستي فرضيات شناختي خود و يادگيري فنون جديد براي مدارا، پيامدهاي آن است.

مطالعات به وضوح نشان داده اند که شناخت درماني در بعضي از موارد معادل يا برتر از داروهاست و در هر حال روش موثري است. شناخت درماني يکي از مفيدترين روشهاي روان درماني فعلي براي افسردگي است و انتظار مي رود که براي درمان ساير اختلالات نيز مفيد بوده باشد (کاپلان و سادوک، (1991، ص411). کارست (1970)و ترکسر(1972) تأثير مثبت شناخت درماني را در تخفيف اضطراب افراد به هنگام سخنراني جمع ثابت نمودند (نجابتيان، 1379، ص5)

پاور و هکاران (1990) اظهار مي دارند درمان شناختي – رفتاري احتمالاً بسيار موفق تر از درمان هاي ديگر در زمينه اضطراب عمل کرده است.

رفتار درمان شناختي، رويکردي است فعال، جهت بخش، از لحاظ زماني محدود و سازمان يافته. اين رويکرد براساس اين منطق نظري زيربنايي استوار است که عاطفه و رفتار فرد عمدتاً بر حسب شيوه شناخت جهان از نظر او تعيين مي شود (بک و همکاران[6](2)، 1979، ص3). اين نوع درمان، درماني است :

  • مبتني بر مدل شناختي منسجم درباره اختلال هاي هيجاني و نه مجموعه ي ناهماهنگي از فنوني که فاقد هر نوع اساس وحدت بخش منطقي باشند،
  • مبتني بر همکاري درماني استوار بين بيمار و درمانگر که در آن بيمار به صراحت به عنوان فردي که نقشي برابر در رويکرد تيمي به حل مسأله دارد تلقي مي شود ؛
  • کوتاه و محدود از لحاظ زماني که در آن سعي مي شود به بيمار کمک شود تا در خود مهارت هاي خود – ياري مستقلي پديد آورد ؛
  • سازمان يافته و جهت بخش ؛
  • مسأله مدارو معطوف به عوامل تداوم بخش مشکلات و نه منشأ آنها.
  • متکي بر فرايند سوال و «کشف راهبري شده»([7]) و نه قانع سازي، موعظه و مباحثه.
  • براساس روش هاي استقرايي، به طوري که بيمار فرا مي گيرد که افکار و اعتقادها را به عنوان فرضيه هايي که بايد اعتبار شن آزموده شود، بنگرد.
  • آموزشي، که در آن فنون شناختي- رفتاري به عنوان مهارت هايي که بايد از طريق ممارست فراگرفته شوند و از طريق تکاليف خانگي وارد محيط بيمار گردند، تلقي مي شود (هاوتون و همکاران([8])، 1376، ترجمه قاسم زاده، ص229).

[1] Cogvitive Behavior Therapy

[2] Cognition

[3] Atkinson , Atkinson and Hilgard

[4] cognitive

[5] thought

[6]Beck at al

[7] Guided discorery

[8] Hawton at al

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

تعداد صفحه : 182

قیمت : 17300تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود پایان نامه به شما نشان داده می شود

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        ———- (فقط پیامک)        [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

*********  ********* *********